سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
صفحه اصلی پیام‌رسان پارسی بلاگ پست الکترونیک صفحه مشخصات اوقات شرعی
1 2 3 >

95/5/25
4:41 ص

قسمتی وصیتنامه شهید محمد باقر حسین زاده فومشی/ دیارعاشقان

 

« مقـدمـه»

حال که خداوند متعال توفیقـی عنایت فـرمـود تا « وصیـت نامـه »

ارزشمند شهدای والامقام« فـومشکنار» راگردهم آورده ودرفضای حقیـقی

و مجازی منتشرنمایم ، ضمن سپـاس بی پایان به درگاه الهی ،

ادامه مطلب...

95/4/16
5:58 ص

هرسال با شروع ماه مبارک رمضان که بهار عبادت و بندگی

 و بهار قرآن است جمعیت عظیمی از قشرهای مختلف با

اشتیاق فراوان به سوی قرآن می روند . ولی متأسفانه

بعد از ماه رمضان این امر الهی به فراموشی سپرده

می شود . امسال نیز همانند سالهای قبل آموزش

قرآن مجید برای نوجوانان در ماه رمضان دایر بود .

کاری قابل تقدیر که توسط حجت الاسلام رضانژاد

درمسجد  روستای داردکاشت انجام شد . 

 

امید است تحت توجهات حضرت بقیه الله الاعظم (عج) و همکاری

صمیمانه دوستاران قرآن بتوانیم منازل خود را به نور قرآن

منور سازیم . تا با نور هدایت قرآن سعادت دنیا و آخرت مان

فراهم گردد . یادمان نرود که در احادیث معتبر آمده است : 

خانه ها یتان را به نور قرآن منور سازید .

پس بیائید دست به دست هم دهیم تا در طول

سال منازل خودمان را به نور قرآن منور سازیم .


94/12/15
5:46 ص

مجلس یادبود چهلمین روز تدفین مهاجر الی الله

 (شهیدمنا) شادروان حاج علی اصغر ایزدی مقـدم

جمعه 14 اسفند درروستای داردکاشت برگزار شد .

امام جمعه بابلکنار / دیارعاشقان

سخنـران ایـن مجلس حجت الاسلام بـابـائیـان

امام جمعه بخش بابلکنارضمن تسلیت به خانواده ایزدی مقدم،

به جایگاه شهید از دیدگاه قرآن واحـادیث پرداخت وبا یـادآوری

رشادتها ، ایثار و فداکاری ، روحیه فـردی ومعنـوی رزمنـدگان و

شهـدای دفـاع مقـدس اظهـار داشت :

روستای داردکاشت دوشهیدوالامقـام ازدوران دفـاع مقـدس

(شهیدان مجید علیـزاده و جمعلی عزالدین فومشی) دارد

که به عنـوان اسناد افتـخـار این محل می باشند و شهیـدمنا

زنده یادحاج علی اصغر ایزدی مقدم به آنها اضافه شده است .

ایـن مراسم با تـلاوت وختـم کلام الله مجیـد، ذکـر فاتـحه ، سخنـرانی ،

مداحی  واقـامه نماز جمـاعت(به صرف نهار) درمسجدصاحب الـزمان (عج)

روستای داردکاشتبـا حضـور مدعـوین بـه ویژه خانـواده های معظـم 

شهداءایثارگران برگزار گردید .

( امیـد است با توجه ویژه مسئولین وخانواده های معظم شهداء ، مزار شهدا

با طراحـی وبـازسـازی مـاندگار، به عنـوان اسنـاد و افتخـار ملـی و مـیـراثـی

معنوی برای نسل های آینده محفوظ بماند )


94/8/18
5:57 ص

یـادواره شهـدای « فـومشکنـار » (هلیدشت-داردکاشت-فولادکلا)

شهیدان نادر  بخشاوند      و    داریوش  نوراللهی فومشی

شهدای روستای فولادکلا بخش بابلکنار شهذستان بابل

 

با عرض پوزش تصاویر شهدائ  فولادکلا 

 از دسترس خارج شده  به زودی اصلاح خواهد شد


94/8/17
2:56 ص

 یـادواره شهـدای « فـومشکنـار » (هلیدشت-داردکاشت-فولادکلا)

   

 

شهیدان گنجعلی رحیمی فومشی  - رضا رجبی - پنجعلی عبدی فومشی  -

محمد باقر حسین زاده فومشی - جانباز شیمیایی شهید نبی الله شاهکلایی

شهدای روستای هلیدشت - بخش بابل کنار شهرستان بابل


باعرض پوزش تصاویر شهدای  هلیدشت ار

 دسترس خارج شده به زودی اصلاح خواهد شد .


94/8/14
4:27 ص

یـادواره شهـدای  «فـومشکنـار» 

(داردکاشت - هلیدشت - فولادکلا)

زمان :  یکشنبه  17 آبان  94 

بعد از نماز مغرب و عشاء بصرف شام

مکان :  گلزار شهدای فولادکلا

 از عموم برادران و خواهران به ویژه از اهالی این سه روستا

جهت شرکت در این مراسم دعوت بعمل آمده است .

فومشکنار  9 شهید گرانقدر را در دوران دفاع مقدس  

تقدیم انقلاب و ایران اسلامی نمود

2 شهید    روستای فولادکلا 

5 شهید    روستای هلیدشت 

2 شهید    روستای داردکاشت   

روحشان شاد .

شهدای فومشکنار / دیارعاشقان


94/7/27
4:27 ص

شهـدای دفـاع مقـدس 

به شهـدای کربلا و به سیـد وسالار شهیـدان

حضــرت ابـاعبـدالله الحسیــن (ع) اقتـدا کردنـد.

شهدای داردکاشت / دیارعاشقان 

به یاد شهدای دوران دفاع مقدس به ویژه شهدای داردکاشت

(صلوات)


94/7/16
4:12 ص

عکس : جمعی از جوانان بسیجی داردکاشت در هفته دفاع مقدس 94 

غبار روبی مزار شهدای داردکاشت / دیارعاشقان


94/2/30
5:48 ص

فکر نمی کنم کسی برای مدتی ساکن شمال ایران باشه و نم نم بارون بهاری رو درکنارنسیم مرطوبی که رایحه شکوفه های بهاری رو به مشام می رسونه ، تجربه نکرده باشه . بارونی که بی شک لطافتی وصف نشدنی به طبیعت زیبا می بخشن و در جسم و جان اثر شفـا بخش دارن . حاشیه نشینای جنگل و فرزندان روستا با این پدیده آشنا و اجین هستن . و این آشنایی رو به خوبی می توان در داستان های افسانه ایی و اشعار ونواهای بومی مناطق مختلف شمال دید و شنید .

یکی از روزهای اردی بهشت امسال وقتی شال و کلاه کردم تا به شهر برم و قسط بانک رو پرداخت کنم شاهد این پدیده جوی بودم . قبل از اینکه از روستا خارج بشم شیشه ماشین رو پایین کشیدم تا از این هوای لطیف بی بهره نمونم . با اومدن باد سرد به داخل اتومبیل یاد حرف جناب دکتر افتادم که می گفت « نباید مقابل کولر و یا مناطق سردسیر یا هر جای سردی قرار بگیری مگر اینکه دوره درمونت تموم بشه »

بعد به خودم گفتم یه عمری خیلی از حرفهای بزرگان رو نشنیده گرفتم این یکی هم روش . اگه الآنم آقای دکتر اینجا بود می گفت شیشه رو بده پایین چون این هوا برای شما نه تنها مفیده بلکه شفا بخشه .

همینطور که با خودم یکی به دو می کردم سر جاده اصلی ( ورودی محل ) زن وشوهر جـَونی رو با بچه شون دیدم که منتظر ماشین بودن .

از اونجایی که بچه محل مون بودن ایستادم تا سوارشون کنم . اوناهم سوار شدن وبه طرف بابل راه افتادیم بعد احوال پرسی کوتاه ، پچ پچ زن و مرد شروع شد قبل از رسیدن به آستانه آقا سیدجلال متوجه شدم که با هم بگو مگو دارن . فوضولی ام گُل کرد وگفتم اگه چیزی جا گذاشتین برگردم گفتن نه دست تون درد نکنه .

مرد جـَون جـَونی کرد وبا صدای بلند گفت ببین اینقدر قُـر زدی که آقای « قبادی » متوجه شده که ما با هم مشکل داریم .

بدون اینکه نظر اونا رو بخوام به طرف آقا سیدجلال پیچیدم وگفتم تا من فاتحه ایی بخونم شما حرفاتون رو بزنین تا انشاء الله مشکل تون حل بشه .

حدود 15 دقیقه داخل آستانه و محوطه دور زدم تا اینکه منو صداتنها به توافق نرسیدیم بلکه کارمون داره به جاهای باریک می کشه . زدن که بیا ما نه

با اینکه نمی دونستم مشکل شون چیه گفتم شیطون رو لعنت کنید و بخاطر خودتون و آینده این بچه گذشت کنین تا از روزهای زندگی لذت ببرین .

با کلی عذر خواهی زن وشوهر به طرف شهـر راه افتادیم ،حوالی کنج افروز رو به من که : شما که بزرگتری قضاوت کنین .

هر کدوم سعی می کرد تا حرف شو زودتر و بهتر به من بفهمونه . از مشکلات مالی تا نگرانی هایی که برای آینده خود و بچه شون داشتن گفتن .

قبل از اینکه جوابی بدم گفتم من دانش وتوانایی قضاوت ندارم فقط می تونم چندتا نکته براتون تعریف کنم .با چند تا نکته اخلاقی از بزرگان علم و دین ، همراه با نحوه مدیریت بحران های ناشی از اختلافات خانوادگی که به ذهنم می اومد رو براشون یادآور شدم . وسرآخر گفتم شما باید برای حل مشکل تون باآدم های خبره مشورت کنین . تا به یاری خدا و گوری چشم شیطون زندگی آروم و شادی رو برای سالهای طولانی کنار هم تجربه کنین . سرتونو درد نیارم .

از بگو و مگوهای این دو نفر متوجه شدم بحث بر سر رفتن و هجرت از روستاست . زن مخالف شهر نشینی و مرد به خاطر درآمد و شغلش مجبور به رفت و آمد روزانه تا محل کارش بود . مرد ترجیح می داد تا ساکن شهر باشه . اما زن عاشق طبیعت زیبای روستا اون هم نزدیکی های اقوام و بستگانش بود . مرد دنبال درآمد بیشتر و زن هم روی خواسته های خودش همچنان پا فشاری می کرد .

بدون اینکه محل پیاده شدن اونا رو بپرسم از جاده ساحلی به طرف دانشگاه آزاد اسلامی (سما) رفتیم . نزدیکی های پل زیرگذر جاده آمل رسیدیم . ناگهان مرد با صدای گرفته و بلندی که نشانه عمق ناراحتی اش بود گفت : زن بچه ایی که بغلت خوابیده رو نگاه کن و بگو که با بچه فلانی (پسرعموش) چه فرقی داره . نمی خوام بچه ام مثل من در حسرت امکانات رفاهی باشه و عمری رو آرزو به دل بمونه . تا کی باید اینجوری زندگی کرد . بیا و زمین روستا رو بفروشیم و جایی برای سکونت پیدا کنیم و اگه پولی باقی مونده بانک سپرده بذاریم تا کمک خرج زندگی مون بشه .

 ادامه داد که ای زن یه نگاهی به اطرافت بنداز و خودت قضاوت کن . به سمت چپ جاده اشاره کرد و گفت تا چند نسل باید صبر کنیم تا محله مون برای بچه ها تاب و سرسره و زمین ورزشی و باشگاه و خیلی چیز های دیگه درست بشه . تا کی باید آرزو به دل موند .

حرفش رو قطع کردم وگفتم مثل اینکه شما قصد داری برای خودت از روستا فرار کنی نه برای بچه . چون که گذشته ات با حسرت سپری شده می خواهی بچه ات توی رفاه باشه . گفتم با این نظر شما از یک سو موافقـم و از یه طرف مخالف . قبول دارم که امکانات روستا کمه و خیلی چیزها رو نداره و شاید هم حالا حالاها خبری از آنها نباشه.اما چیزهایی که روستا داره اصولاٌ محیط شهری نمی تونه داشته باشه . همون طوری که محیط شهر امکاناتی داره که توی روستا پیدا نمی شه .

مثلاٌ آرامش و امنیت در کنار فضای سالم طبیعت با مردمان باصفا و دوست داشتنی که به نوعی همه با هم قوم و خویشن در هیچ شهری پیدا نمی شه . اگه از من می شنوی بجای فرار از این شرایط ،در روستا بمون و با انگیزه قوی خودت همراه با دوستان و بستگانت راهی برای پیشرفت پیدا کن تا نه تنها فرزند شما بلکه نسلهای آینده از امکانات لازم برخوردارشن . باکمی فکر ومشورت کردن را درست را انتخاب کن .اگه انشاء الله موندنی شدی و خواستی حرکتی برای محل انجام بدی روی من حساب کن . و با توجه به شناختی که از شورای اسلامی و دهیار محل دارم شک ندارم اونا هم درحد توانشون همراهی می کنن . این ها هم می دونن که مکان ورزشی مناسب نداریم . خبردارن برای بچه های محل باید پارکی ساخت . دلشون می خوادتا کوچه ها وخیابون های محل بهتر از این باشه و از نظرنظافت و بهداشت هم شرایط مطلوبی داشته باشیم . همه می دونن که از نظر اماکن فرهنگی و یا سرگرمی دچار مشکل هستیم .

 آیا به نظر شما این جور کارها رو چند نفر با دستان خالی می تونن پیش ببرن یا اینکه همه با هم باید در کنار هم باشیم و با کمک هم آرزوهای خودمون و بچه ها مون رو برآورده کنیم ؟

زن نفس عمیقی کشید رو به من که کجا تشریف می برید گفتم اونجایی که بحث تون تموم بشه و با آرامش دنبال کارتون باشین . دیدم بازار بحث و جدل داغه تا اینجا اومدم .

 وقتی از میدون حمزه کلاه به طرف دانشگاه نوشیروانی می اومدیم چندتا چای داغ وکلوچه گرفتم و خوردیم ( جاتون خالی چسبید )

زمانی که به باغ فردوس رسیدیم گفتم بانک کمی کار دارم یا داخل ماشین بمونید و یا اینکه در امان خدا . باپیاده شدن شون من هم رفتم دنبال کارم .تا اینکه دیروز غروب این دو نفر رو نزدیک مسجد دیدم بعد سلام و احوال پرسی و بدون اینکه بپرسم که چه می کنین. زن و شوهر هردو با هم طوری که گویا برای حرف زدن مسابقه دارن گفتن «  ما موندنی شدیم » و من هم با خنده به آقا گفتم

 خدا رو شکر که این خانوم شما رو موندنی کرد .


مـدیــر
 
خدابخش قبادی[889]
 

نظریه سُست باید نو سازی شود ، تعمیرات جزئی هزینه و خسارت است ، دوست دارم با آدمهای اهل دل درد دل کنم و درد دل آنها را بشنوم . واما این وبلاک : شاید تو صفحاتش هرچیزی پیدا شود . قصد بی احترامی به کسی را ندارم . وابسطه به هیچ حزب و گروهی نیستم ، جانم فدای دین و میهن و همه ی هموطنای دیندار و اهل دل ، خیال تان را راحت کنم به سفارش هیچ کس کار نمی کنم . هر چه پیش آمد خوش آمد . البته سعی میکنم بیشتر از شهداء و دوران دفاع مقدس بنویسم / تا چی پیش بیاید/// اول اینکه : [[عاشقی مراتبی دارد که اولین گام دوست داشتن است]] دوم اینکه : [[ ای بچه مسلمون !!! تمام دنیای کفر و نفاق برای نابودی دین و دنیای ما و برای برهم زدن آسایش و آرامش ما ازحداکثر توانشان استفاده می کنند ، من و شما در چه فکری هستیم ؟ برخیز که فردا تأسف و حسرت فایده ایی ندارد ]]


لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتها
خبر مایه
بایگانی
 
صفحه‌های دیگر
دسته بندی موضوعی
 
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
عطرظهور رقصی میان میدان مین جمله های طلایی و مطالب گوناگون خانواده ی خانه سرزمین اقتدار کانون توحیدشهر زازران فرق بین عشق و دوست داشتن جاده های مه آلود جبهه مقاومت وبیداری اسلامی فرزانگان امیدوار جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی دخترای بهتر از فرشتــــــــــــــــــــــه:) بوستــــــان ادب و عرفــان قـــــــرآن کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب به سوی فردا داروخانه دکتر سلیمی مصطفی قلیزاده علیار عشق است زنده یاد ناصر خان حجازی و استقلال جزیره علم تنهایی......!!!!!! لیلای مجنون عاشقانه ترین وب سایت عاشقانه=چشمان سبز عشق الهی ❤ღ (دلنوشته های من )ღ❤ برادرم ... جایت همیشه سبز ... کارشناس ارشد اقلیم شناسی دربرنامه ریزی محیطی تغییر مطلوب ریحانه خیارج سرای من است کلبه درویشی رضویّون - دانش آموختگان دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد *** خورشید پنهان Mystery آقاسیدبااجازه... کربلایی دیگر غمکده *** نـذر آقـا *** چم مهر لحظه های آبی ساده دل تنها به یاد دوست ماتاآخرایستاده ایم مهتاب ملکوت حرف هایی از زبان منطق و احساس نقدونظر هدهد دین و جامعه تنهایی هایم را با خدا تقسیم خواهم کرد چون او خود تنهاست باران انتظار تکنولوژی با طعم دوستی نهانخانه جان اسیرعشق .-~·*’?¨¯`·¸ دوازده امام طزرجان¸·`¯¨?’*·~-. تراوشات یک ذهن زیبا شین مثل شعور شب های عاشقانه و بارانی... ►▌ استان قدس ▌ ◄ حق وباطل تیغی دولبه آخرالزمان و منتظران ظهور بانوی پایتخت farzad almasi کاسل تک درخت *** انـتـظـار *** همرا ه با چهارده معصوم(علیهم السلام) ویارانشان نودشه؛دانش آموزان دبیرستان شهیدحاجی دوره اول؛نمونه سوالات درسی سارا احمدی دوربین مدار بسته ازهردری سخنی-از هرکجا تصویری -در پارسی بلاگ گل باغ آشنایی آلو ♥ کلبه دلتنگی من ♥ المهدی قزوین آبیک 1450 برادرم نگاهت، خواهرم حجابت شیخا قیدار شهر جد پیامبراسلام محقق دانشگاه nazbano عشق سرخ من سـ ـ ـلام مهاجر ارمغان تنهایی فقط عشقو لانه ها وارید شوند نیمکت آخر PARSTIN ... MUSIC سلام آقاجان - خرید و فروش محصولات کشاورزی و عطاری ها فانوس عشق کربلا قاصدک ســنــگــر مــن جنون قلم دوستدار علمدار طب سنتی@ کویر محبت مجله دانستنیهای تاریخ پزشکی سه ثانیه سکوت غریبه جاویدان ❤ღنیلوفرهای آبیღ❤
آوای دیارعاشقان