قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا
صفحه اصلی پیام‌رسان پارسی بلاگ پست الکترونیک صفحه مشخصات اوقات شرعی
1 2 3 >

95/11/17
7:36 ص

گزارش تصویری :

مراسم  ویژه دهه فجر با حضور اقشار مختلف بخش بابلکنار از جمله :

امام جمعه  - فرمانده حوزه مقاومت بسیج - فرماندهان پایگاههای

مقاومت بسیج - بخشدار و دهیاران- شورای اسلامی بخش - به

میزبانی پایگاه مقاومت بسیج و اهالی مؤمن روستای داردکاشت 

غروب جمعه 15 بهمن 95  بعداز نماز جماعت با اجرای برنامه های منتوع

در مسجد صاحب الزمان (عج) روستای داردکاشت به (صرف شام)برگزار گردید .

 

  دهه فجر 95  دهه فجر 95  دهه فجر 95 دهه فجر 95 دهه فجر 95  دهه فجر 95 دهه فجر 95  دهه فجر 95  دهه فجر 95 دهه فجر 95  دهه فجر 95  دهه فجر 95 دهه فجر 95  

 سخنرانان :

حجت الاسلام بابائیان  امام جمعه بخش بابلکنار

حجت الاسلام حیـدری امام جمعه موقت قائم شهر  

 


95/5/25
4:41 ص

قسمتی وصیتنامه شهید محمد باقر حسین زاده فومشی/ دیارعاشقان

 

« مقـدمـه»

حال که خداوند متعال توفیقـی عنایت فـرمـود تا « وصیـت نامـه »

ارزشمند شهدای والامقام« فـومشکنار» راگردهم آورده ودرفضای حقیـقی

و مجازی منتشرنمایم ، ضمن سپـاس بی پایان به درگاه الهی ،

ادامه مطلب...

95/4/16
5:58 ص

هرسال با شروع ماه مبارک رمضان که بهار عبادت و بندگی

 و بهار قرآن است جمعیت عظیمی از قشرهای مختلف با

اشتیاق فراوان به سوی قرآن می روند . ولی متأسفانه

بعد از ماه رمضان این امر الهی به فراموشی سپرده

می شود . امسال نیز همانند سالهای قبل آموزش

قرآن مجید برای نوجوانان در ماه رمضان دایر بود .

کاری قابل تقدیر که توسط حجت الاسلام رضانژاد

درمسجد  روستای داردکاشت انجام شد . 

 

امید است تحت توجهات حضرت بقیه الله الاعظم (عج) و همکاری

صمیمانه دوستاران قرآن بتوانیم منازل خود را به نور قرآن

منور سازیم . تا با نور هدایت قرآن سعادت دنیا و آخرت مان

فراهم گردد . یادمان نرود که در احادیث معتبر آمده است : 

خانه ها یتان را به نور قرآن منور سازید .

پس بیائید دست به دست هم دهیم تا در طول

سال منازل خودمان را به نور قرآن منور سازیم .


94/2/30
5:48 ص

 فکر نمی کنم کسی برای مدتی ساکن شمال ایران باشه و نم نم بارون بهاری رو درکنارنسیم مرطوبی که رایحه شکوفه های بهاری رو به مشام می رسونه ، تجربه نکرده باشه . بارونی که بی شک لطافتی وصف نشدنی به طبیعت زیبا می بخشن و در جسم و جان اثر شفـا بخش دارن . حاشیه نشینای جنگل و فرزندان روستا با این پدیده آشنا و اجین هستن . و این آشنایی رو به خوبی می توان در داستان های افسانه ایی و اشعار ونواهای بومی مناطق مختلف شمال دید و شنید .

یکی از روزهای اردی بهشت امسال وقتی شال و کلاه کردم تا به شهر برم و قسط بانک رو پرداخت کنم شاهد این پدیده جوی بودم . قبل از اینکه از روستا خارج بشم شیشه ماشین رو پایین کشیدم تا از این هوای لطیف بی بهره نمونم . با اومدن باد سرد به داخل اتومبیل یاد حرف جناب دکتر افتادم که می گفت « نباید مقابل کولر و یا مناطق سردسیر یا هر جای سردی قرار بگیری مگر اینکه دوره درمونت تموم بشه »

بعد به خودم گفتم یه عمری خیلی از حرفهای بزرگان رو نشنیده گرفتم این یکی هم روش . اگه الآنم آقای دکتر اینجا بود می گفت شیشه رو بده پایین چون این هوا برای شما نه تنها مفیده بلکه شفا بخشه .

همینطور که با خودم یکی به دو می کردم سر جاده اصلی ( ورودی محل ) زن وشوهر جـَونی رو با بچه شون دیدم که منتظر ماشین بودن .

از اونجایی که بچه محل مون بودن ایستادم تا سوارشون کنم . اوناهم سوار شدن وبه طرف بابل راه افتادیم بعد احوال پرسی کوتاه ، پچ پچ زن و مرد شروع شد قبل از رسیدن به آستانه آقا سیدجلال متوجه شدم که با هم بگو مگو دارن . فوضولی ام گُل کرد وگفتم اگه چیزی جا گذاشتین برگردم گفتن نه دست تون درد نکنه .

مرد جـَون جـَونی کرد وبا صدای بلند گفت ببین اینقدر قُـر زدی که آقای « قبادی » متوجه شده که ما با هم مشکل داریم .

بدون اینکه نظر اونا رو بخوام به طرف آقا سیدجلال پیچیدم وگفتم تا من فاتحه ایی بخونم شما حرفاتون رو بزنین تا انشاء الله مشکل تون حل بشه .

حدود 15 دقیقه داخل آستانه و محوطه دور زدم تا اینکه منو صداتنها به توافق نرسیدیم بلکه کارمون داره به جاهای باریک می کشه . زدن که بیا ما نه

با اینکه نمی دونستم مشکل شون چیه گفتم شیطون رو لعنت کنید و بخاطر خودتون و آینده این بچه گذشت کنین تا از روزهای زندگی لذت ببرین .

با کلی عذر خواهی زن وشوهر به طرف شهـر راه افتادیم ،حوالی کنج افروز رو به من که : شما که بزرگتری قضاوت کنین .

هر کدوم سعی می کرد تا حرف شو زودتر و بهتر به من بفهمونه . از مشکلات مالی تا نگرانی هایی که برای آینده خود و بچه شون داشتن گفتن .

قبل از اینکه جوابی بدم گفتم من دانش وتوانایی قضاوت ندارم فقط می تونم چندتا نکته براتون تعریف کنم .با چند تا نکته اخلاقی از بزرگان علم و دین ، همراه با نحوه مدیریت بحران های ناشی از اختلافات خانوادگی که به ذهنم می اومد رو براشون یادآور شدم . وسرآخر گفتم شما باید برای حل مشکل تون باآدم های خبره مشورت کنین . تا به یاری خدا و گوری چشم شیطون زندگی آروم و شادی رو برای سالهای طولانی کنار هم تجربه کنین . سرتونو درد نیارم .

از بگو و مگوهای این دو نفر متوجه شدم بحث بر سر رفتن و هجرت از روستاست . زن مخالف شهر نشینی و مرد به خاطر درآمد و شغلش مجبور به رفت و آمد روزانه تا محل کارش بود . مرد ترجیح می داد تا ساکن شهر باشه . اما زن عاشق طبیعت زیبای روستا اون هم نزدیکی های اقوام و بستگانش بود . مرد دنبال درآمد بیشتر و زن هم روی خواسته های خودش همچنان پا فشاری می کرد .

بدون اینکه محل پیاده شدن اونا رو بپرسم از جاده ساحلی به طرف دانشگاه آزاد اسلامی (سما) رفتیم . نزدیکی های پل زیرگذر جاده آمل رسیدیم . ناگهان مرد با صدای گرفته و بلندی که نشانه عمق ناراحتی اش بود گفت : زن بچه ایی که بغلت خوابیده رو نگاه کن و بگو که با بچه فلانی (پسرعموش) چه فرقی داره . نمی خوام بچه ام مثل من در حسرت امکانات رفاهی باشه و عمری رو آرزو به دل بمونه . تا کی باید اینجوری زندگی کرد . بیا و زمین روستا رو بفروشیم و جایی برای سکونت پیدا کنیم و اگه پولی باقی مونده بانک سپرده بذاریم تا کمک خرج زندگی مون بشه .

 ادامه داد که ای زن یه نگاهی به اطرافت بنداز و خودت قضاوت کن . به سمت چپ جاده اشاره کرد و گفت تا چند نسل باید صبر کنیم تا محله مون برای بچه ها تاب و سرسره و زمین ورزشی و باشگاه و خیلی چیز های دیگه درست بشه . تا کی باید آرزو به دل موند .

حرفش رو قطع کردم وگفتم مثل اینکه شما قصد داری برای خودت از روستا فرار کنی نه برای بچه . چون که گذشته ات با حسرت سپری شده می خواهی بچه ات توی رفاه باشه . گفتم با این نظر شما از یک سو موافقـم و از یه طرف مخالف . قبول دارم که امکانات روستا کمه و خیلی چیزها رو نداره و شاید هم حالا حالاها خبری از آنها نباشه.اما چیزهایی که روستا داره اصولاٌ محیط شهری نمی تونه داشته باشه . همون طوری که محیط شهر امکاناتی داره که توی روستا پیدا نمی شه .

مثلاٌ آرامش و امنیت در کنار فضای سالم طبیعت با مردمان باصفا و دوست داشتنی که به نوعی همه با هم قوم و خویشن در هیچ شهری پیدا نمی شه . اگه از من می شنوی بجای فرار از این شرایط ،در روستا بمون و با انگیزه قوی خودت همراه با دوستان و بستگانت راهی برای پیشرفت پیدا کن تا نه تنها فرزند شما بلکه نسلهای آینده از امکانات لازم برخوردارشن . باکمی فکر ومشورت کردن را درست را انتخاب کن .اگه انشاء الله موندنی شدی و خواستی حرکتی برای محل انجام بدی روی من حساب کن . و با توجه به شناختی که از شورای اسلامی و دهیار محل دارم شک ندارم اونا هم درحد توانشون همراهی می کنن . این ها هم می دونن که مکان ورزشی مناسب نداریم . خبردارن برای بچه های محل باید پارکی ساخت . دلشون می خوادتا کوچه ها وخیابون های محل بهتر از این باشه و از نظرنظافت و بهداشت هم شرایط مطلوبی داشته باشیم . همه می دونن که از نظر اماکن فرهنگی و یا سرگرمی دچار مشکل هستیم .

 آیا به نظر شما این جور کارها رو چند نفر با دستان خالی می تونن پیش ببرن یا اینکه همه با هم باید در کنار هم باشیم و با کمک هم آرزوهای خودمون و بچه ها مون رو برآورده کنیم ؟

زن نفس عمیقی کشید رو به من که کجا تشریف می برید گفتم اونجایی که بحث تون تموم بشه و با آرامش دنبال کارتون باشین . دیدم بازار بحث و جدل داغه تا اینجا اومدم .

 وقتی از میدون حمزه کلاه به طرف دانشگاه نوشیروانی می اومدیم چندتا چای داغ وکلوچه گرفتم و خوردیم ( جاتون خالی چسبید )

زمانی که به باغ فردوس رسیدیم گفتم بانک کمی کار دارم یا داخل ماشین بمونید و یا اینکه در امان خدا . باپیاده شدن شون من هم رفتم دنبال کارم .تا اینکه دیروز غروب این دو نفر رو نزدیک مسجد دیدم بعد سلام و احوال پرسی و بدون اینکه بپرسم که چه می کنین. زن و شوهر هردو با هم طوری که گویا برای حرف زدن مسابقه دارن گفتن «  ما موندنی شدیم » و من هم با خنده به آقا گفتم

 خدا رو شکر که این خانوم شما رو موندنی کرد .


94/2/3
3:32 ص

پذیرایی از میهمانان مناسبتها و مجالس عمومی وخصوصی آن هم به صرف شام و یا نهار در مسجد داردکاشت متداول بوده و هست تاجایی که انتقاد از این سنت قابل تأمل ، باعث برانگیخته شدن و حتی کدورت بین هم محلی ها خواهد شد .

آنچه مجبورم کرد تا در این خصوص اظهار نظر کنم و حرف و حدیث های بعد از این را خریدار باشم نفس پذیرایی از مدعوین به خصوص میهمانانی که از راه دور می آیند نیست بلکه اما و اگرهایی است که قبل و بعد از برخی پذیرایی ها وجود دارد و هر چه می گذرد بر شدت آن افزوده می شود .

بعضی از دوستان در محافل خصوصی نسبت به این عمل انتقاد می کنند اما  چون حریف مدافعان برنامه پذیرایی در مسجد نمی شوند بطور علنی ابراز عقیده نمی کنند .

هم محلی های گرامی : اینجانب کاری به این ندارم که اصولاٌ مسجد محل عبادت است یا تالار پذیرایی ؟

و البته قبول دارم در دنیای پر زرق و برق امروزی برای ترویج شعائر مذهبی و فرهنگی از بهانه های مباح و جذاب باید استفاده شود تا کمیت و کیفیت امور مذهبی و فرهنگی فدای هم نشوند . و در این رهگذر صرف شام و نهار همراه با اجرای برنامه ها متنوع می تواند مؤثر واقع شود .

آنچه که محل بحث است موضوع مجالس ختم و برخی مجالس خصوصی مانند ولیمه سفرهای زیارتی است که بنا بر دلایل زیرمورد انتقاد برخی از هم محلی ها بوده و هست .

1)  بروز چشم هم چشمی هادر بعضی از مجالس و بالا رفتن هزینه های پذیرایی

2)  عدم توان مالی توسط برخی از بازماندگان میت تاجایی است که مصیبت وارده برای آنها کمتر از دغدغه پذیرایی در مجلس ختم نیست .

3)  آیا نمی شود باهدایت قسمتی از هزینه های پذیرایی افرادی که توان مالی مناسبی دارند برای کارهایی چون : بهسازی خیابانها - تجهیز مدارس -  تجهیز درمانگاه -  ساخت ورزشگاه و پارک کودک و سالمند - امور بهداشتی و زیباسازی محل - ساخت اماکن فرهنگی و مذهبی  و دیگر امور خیریه عام المنفعه اثری ماندگار برای خود و شادی ارواح  اموات خود گامی برداشت ؟ البته اگر هدف از پذیرایی اطعام و کارخیر باشد شدنی است والا حالا حالاها باید منتظربود .

4)  آیا نمی شود با جمع آوری این پول ها کمک هزینه ازواج جوانان بصورت وام های قرض الحسنه و برای نیازمندان بصورت بلاعوض کار خیری انجام داد تا با شاد شدن قلوب مسلمانان آن هم هم محلی و قوم وخویش ، رضایت حق تعالی و شادی درگذشتگان را فراهم نمود ؟

گوش اگر گوش تو ناله اگر ناله من ........

در پایان از شورای اسلامی که با احداث قبور آماده گامی مثبت برای اهالی داردکاشت برداشته اند تقدیر و تشکر دارم .

 ویژه داردکاشت + بخش بابلکنار +شهرستان بابل


94/1/23
3:45 ص

یکی ازآداب و رسوم محله مون زیارت اهل قبور در روز اول سال نوست .

مثل خیلی از هم محلی هامون راهی آرامگاه شدم

تا با خوندن فاتحه و طلب آمرزش برای اموات ،

ازخداوندبرای خودم

توفیق عـزت دنیـا و آخـرت کنـم .

از یه طرف عجلـه داشتـم تا زود بـرگردم

خـونه ازطـرف دیگـه دستـه دستـه هـم محلی ها به

خصـوص اونــایـی کـه خـارج از محـل زنـدگی می کنـن بـرای

فاتحه خونی وارد قبرستون می شدن .

هنـوز احوالپرسی با این دسته تموم نشده

عده ایی دیگـه می اومـدن . خونه را بی خیال شدم

و این بـی خیالی فرصتی شـد تا بـا اونـایی که مدتـها از

هم دور بودیـم دیـداری تازه کنیـم و به گرمـی خاصی احـوال

هم را جویا شویم .

اگـه شماهـا هم همیـن احساس را داشتیـن 

بـدونیـن که این گـرمی خـاص فقــط در وقت

ابـراز محبت قلـبـی دوطـرفــه بــوجـود میــاد .

 اگه هر وقت دوستان و اقوام و آشنایان را دیدیم و با این دیدار شادابی

و نشاط ویژه ایی برامون بوجود اومده بدونیـم که طرف مقابـل از این

دیدار خوشحاله حتی اگه در گذشته کدورتی بین مون بوده باشه

و بـدونیم که قلـباًٌ هم دیگه را بخشیـدیم ولـی برخی عوامل

مانع اعلام بخشش بودن .

وقتـی مـزار رو تـرک می کردیـم بـه یکی از همراهانـم گفتم

اگه تـوی خونه پای تلویزیـون می نشستیم از تجـدیـد

دیـدار بـا این همـه از دوستـان و بستـگان و هـم

محلی ها خبری نبود . طرف با حاضر جوابی

گفت:

حق باشماست البته زرنگی کردی تا خیلی ها دم خونه تون

نـیـان و سـراغت را نگیــرن و ایـن طـوری مفـت در رفتـی .

!!!بچه محل!!! دوستت دارم

به گرمی و شادی دیدارهای سال نو


94/1/17
10:4 ص

طرح هادی

می دانیم طی دهه اخیر وسایل نقلیه و ماشین آلات کشاورزی افزایش چشمگیری داشته است ولی معابر روستا نه تنها بهبود نیافته بلکه بدتر از گذشته شده است .

با توجه به شناختی که از مردم این محل دارم می دانم اکثریت از مزایای طرح مطلع اند . آیا زمان آن نشده تا طرح هادی در این روستا اجرا شود ؟

به نظر شما هم محلی های گرامی کدام عامل یا عوامل نقش مؤثری در اجرایی شدن طرح هادی را دارند ؟

  1. بودجه و اعتبارات مالی
  2. همکاری مسئولین مربوطه
  3. شورای اسلامی و دهیار
  4. اراده اهالی محل
  5. اطلاع از محاسن طرح هادی

امید است با همدلی و همت اهالی روستای داردکاشت و همکاری شورای اسلامی و دیگر مسئولین مربوطه شاهد تغییرات اساسی در زادگاه و زیستگاه خود باشیم و آبادی زیبای خود را آبادتر و جذاب نماییم .


94/1/12
9:8 ص

تاکنون بر این باور بودم که طرح مشکلات محل در فضای مجازی

نه تنها دردی را دوا نمی کند بلکه می تواند برای فرزندان این

روستا که خارج از محل شاغل و ساکن هستند اثر منفی داشته

باشد ولی با توجه به نیازهای اهالی سکوت را خیانت به

اهل محل وحتی آیندگان می دانم .

لذا در یاد داشتهای آینـده تلاش خواهـم نمـود تا با برشمـردن

برخی مشکلات و نیازها ، زمینه جلب توجه مسئولین محلی

را برای اندیشه و برنامه ریزی مؤثر فراهم نموده

تا انشاءالله با پیگیری های اهالی شاهد تغییرات

اساسی در روستای داردکاشت باشیم . 

..............................................

همــدلی و همـــزبانی

 اگر قرار باشد تغییراتی ایجاد شود تنها با اتحاد و تلاش ، 

همراه با همدلی و همزبانی امکان پذیر خواهد بود .

پس بیایید برای پیشرفت زادگاه و زیستگاه مان 

همدل و همزبان شویم و با اعتماد به همدیگر گامی

بلند برداریم تا آیندگان از ما به نیکی یاد کنند .

...............................................

چقدر پیشرفت داشته ایم ؟ 

نمی خواهم روستای داردکاشت را با روستاهایی که

 موقعیت برتری دارند مقایسه کنم فقط از مسؤلین

محل و اهالی می پرسم که طی یکی دو دهه 

 گذشته تاکنون چقدر پیشرفت داشته ایم ؟

نمی خواهم تبلیغات کنم که چه داریم بلکه 

می خواهم از این طریق و باصدای رسا و

شفاف نیازها و مشکلات را مطرح نمایم 

تـا شاید مفید واقـــع شـود .

.........   ادامه دارد .


92/11/6
4:31 ص

ویژه داردکاشت     قسمت چهارم

درزی = دوخت و دوز ، خیاطی

در فرصت بین عقد تا جشن عروسی خیاط را به

 منزل خود می آوردندتا پارچه های خریداری شده و

درکمی قدیمی تر پارچه های دست بافت را برای لباس عروس

و داماد واطرافیان آنها دوخت و دوز کنند .

دوستان و بستگان و فامیل در کنار خیاط می نشستندو ضمن

تبریک به خانواده عـروس و یا خانوده دامـاد با دادن هدیه نقدی

به خیاط که به هدیه درزی معروف بود از خیاط تشکر می کردند .

حلاجی پشم و پنبه زنی و لحاف دوزی

آنهم با ریتم و صدای خاص خود که هر شنونده ایی

را به وجد می آورد حکایت از نزدیک شدن جشن عروسی می داد .

*******************

هـیـمِـه کَـری = جمع آوری هیزم

زمانی که از لوله کشی گاز خبری نبود برای پخت و پز در میهمانی ها

به ویژه برای جشن عروسی به مقدار زیاد هیزم نیاز بودکه دوستان

داماد قبول زحمت می کردند و از جنگل نزدیگ محل آن

را تهیه می نمودند البته به تناسب میزان دعوتی که

به ایل و تبار و فصلی که عروسی در آن واقع می شد

مقدار هیزم مورد نیاز متفاوت بود .

اینگـونه مجـالس در کنـار هیـزم بـه ذغـال

نیـاز بـوده که آن هـم زحمت خاص

خود را داشته و دارد .

ادامه دارد 


مـدیــر
 
خدابخش قبادی[893]
 

نظریه سُست باید نو سازی شود ، تعمیرات جزئی هزینه و خسارت است ، دوست دارم با آدمهای اهل دل درد دل کنم و درد دل آنها را بشنوم . واما این وبلاک : شاید تو صفحاتش هرچیزی پیدا شود . قصد بی احترامی به کسی را ندارم . وابسطه به هیچ حزب و گروهی نیستم ، جانم فدای دین و میهن و همه ی هموطنای دیندار و اهل دل ، خیال تان را راحت کنم به سفارش هیچ کس کار نمی کنم . هر چه پیش آمد خوش آمد . البته سعی میکنم بیشتر از شهداء و دوران دفاع مقدس بنویسم / تا چی پیش بیاید/// اول اینکه : [[عاشقی مراتبی دارد که اولین گام دوست داشتن است]] دوم اینکه : [[ ای بچه مسلمون !!! تمام دنیای کفر و نفاق برای نابودی دین و دنیای ما و برای برهم زدن آسایش و آرامش ما ازحداکثر توانشان استفاده می کنند ، من و شما در چه فکری هستیم ؟ برخیز که فردا تأسف و حسرت فایده ایی ندارد ]]


لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتها
خبر مایه
بایگانی
 
صفحه‌های دیگر
دسته بندی موضوعی
 
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
عطرظهور خورشید پنهان جبهه مقاومت وبیداری اسلامی کانون توحیدشهر زازران جزیره علم z.z خانواده ی خانه جمله های طلایی و مطالب گوناگون بوستــــــان ادب و عرفــان قـــــــرآن ختم روزانه قرآن ویژه ماه مبارک رمضان فرزانگان امیدوار اتشنشانی بنادر کشور ~~~~~~ آشیانه علم ~~~~~~ عشق است زنده یاد ناصر خان حجازی و استقلال جاده های مه آلود جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی ...برای تفکر *** انـتـظـار *** به سوی فردا هــومـــ ســـپـــیـــد تنهایی افتاب نهانخانه جان گل باغ آشنایی چم مهر farzad almasi مــــ هــر بـا ن داروخانه دکتر سلیمی برادرم نگاهت، خواهرم حجابت مشاور مجله دانستنیهای تاریخ پزشکی تک درخت ازهردری سخنی-از هرکجا تصویری -در پارسی بلاگ آلبوم محمد حسن اسایش-درپارسی بلاگ همرا ه با چهارده معصوم(علیهم السلام) ویارانشان لحظه های آبی جاویدان چی بگم؟؟ تراوشات یک ذهن زیبا جنون قلم *** نـذر آقـا *** سـ ـ ـلام رقصی میان میدان مین دین و جامعه فانوس عشق نودشه؛دانش آموزان دبیرستان شهیدحاجی دوره اول؛نمونه سوالات درسی سکوت سبز رویای شبانه شب های عاشقانه و بارانی... مصطفی قلیزاده علیار عشق الهی کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب عاشقانه ترین وب سایت عاشقانه=چشمان سبز نقدونظر قاصدک خیارج سرای من است رایان چوب برادرم ... جایت همیشه سبز ... عالی نیوز پیامنمای جامع شین مثل شعور عاشقانه ها کارشناس ارشد اقلیم شناسی دربرنامه ریزی محیطی اسپایکا تنهایی......!!!!!! لیلای مجنون ❤ღ (دلنوشته های من )ღ❤ بوی سیب ایران من ای وطن به یاد دوست کلبه درویشی عشقولانه .... یاربسیجی خط سرخ شهادت بود نبود پرسش وپاسخ سرزمین اقتدار فرق بین عشق و دوست داشتن دخترای بهتر از فرشتــــــــــــــــــــــه:) تغییر مطلوب ریحانه رضویّون - دانش آموختگان دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد *** Mystery آقاسیدبااجازه... کربلایی دیگر غمکده ساده دل تنها ماتاآخرایستاده ایم مهتاب ملکوت حرف هایی از زبان منطق و احساس هدهد تنهایی هایم را با خدا تقسیم خواهم کرد چون او خود تنهاست باران انتظار تکنولوژی با طعم دوستی اسیرعشق .-~·*’?¨¯`·¸ دوازده امام طزرجان¸·`¯¨?’*·~-. ►▌ استان قدس ▌ ◄ حق وباطل تیغی دولبه آخرالزمان و منتظران ظهور بانوی پایتخت
آوای دیارعاشقان