سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
صفحه اصلی پیام‌رسان پارسی بلاگ پست الکترونیک صفحه مشخصات اوقات شرعی
1 2 >

94/3/8
5:20 ص

در برخی از مجالس و محافـل خصوصی و عمومی، نشریات، روزنامه ها وفضـای مجازی مطالبی که درخصوص مذاکرات هستـه ایی به گـوش می رسد دل دلـسوزان این مملکت ونظامـی اسلامی را می لرزاند. نمیدانـم که باید باورکرد یـا اینکه بی تفاوت از کنـارش عبور نمود . اگر راست بـاشد نه تنها به نظام جمهـوری اسلامـی بلکه به ایران و ایرانی خیانت می شود، و اگـر دروغ باشـد مصداق پاشیـدن بـذر نـاامیدی درجامعه و به نوعی «تشویش اذهان عمومی» است . واقعـاً نمیدانم که اصـل مذاکرات ومسائل مربوطه مصداق منافع ملی است یا خلاف منافع ملی در جریان است ؟ چرا که تخصصی در این زمینه ندارم وبه همین دلیل اظهار نـظری هم نداشتـه و همانند اکثر هم وطنانم با توکل به خدا به تـلاش تیم مذاکره کننده چشم دوخته ام تا انشـاء الله رونـد مذاکرات ختم بـه خیـر شـود .

امّابعـداز خواندن وشنیدن سخنـان برخی از مردان سیاست برایـم نگـرانی و جنـگ اعـصاب بوجـود آمد، شـک و دودلی به وجود آورده انـد . آیا باید نظراتی را پذیرفت که گویا عهد نامه ترکمن چای دیگری در راه است ؟ یا اینکه سخنان موافـقان و موافقان مشروط را باور نمود ، سخنانی که با شنیدنش گویا سفینه نجاتی برای اقتصاد و سیاست خارجی است ؟ نمیدانم به دولت مردانی که با شعار«تدبیر و امید» وارد عـرصه شده اند ، همان کسانی که دولت قبل را به بی کفایتی در اداره اقتصادی و سیاسی متهم می کنند را پذیرفت یا اینکه به کسانـی که تحریم ها را کاغذ پاره می دانستند ؟

البته در میان موافقان گروهی از هـواداران و بازی کنان و فینالست های فتنـه 88 هستند که تکلیف شان معلـوم است چرا که قاصــرین و مقصران آن قائله ، که عده ایی این طـرف آب و عـده ایی هـم آن طـرف آب هستند را اگر با تمام آبهای کرخه و رایـن هم شستشو دهند باز هم تطهیر نخواهند شد مگر با تـوبـه و البته با عذرخواهی از محضر کسانی که مورد بی احترامی قرار گرفته اند .

خلاصه اینکه یکی دو ماه اخیر موافقان و مخالفان مذاکرات هسته ایی بد جوری روی اعصاب مردم وآرامـش جامعه رژه می روند . روزها یکی پس از دیگری می گذرد و سریال هسته ایی هم با هنرنمایی و بازی گری بازکنان داخلی و خارجی در کلاس 5+1 ادامه دارد کی و کجا و چگونه خاتمه پیدا می کند به نظر می رسد چاره ایی جز صبوری نباشد . نمی دانم صبوری همان سکوت است یابی خیالی ؟

گذر زمان برای دولتمردان هـم قابل فهم و هـم ارزشمند است ، آنها بیشتر از دیگران گذر زمـان را احساس می کنند . چون می دانندبـاید میـخ پله های نردبان هسته ایی را محکمبکوبند تـا بتوانندخودشان را برای چهـار سال دوم بـالا بکشند . چرا که اینگونه به نظر می رسد نـردبان دیگـری در کار نباشد . خواستند از پله های تـورم اقتصادی و مهارش بالا و پایین نموده و چهار سـال دوم را پیـش خریـد کنند دیدند خلق الله متوجه شده اند که پایـین کشیدن نرخ تورم ازبـاز شدن قفل اقتصادی نیست بلکه این رکود بازار و امید به آینده بعد از مذاکرات است که جلوی رشد نرخ تورم را گرفته نه باز شدن قفلـی که کلیـدش دست تدبیرگران اقتصـادی و سیاسـی باشـد . البته این هنری ارزشمند از دولت جدید بوده که بازار آشفته را آرامش داده و امتیاز خوبی هم ازمنتقدین گرفته تا مورد مدارا قرار گیرد . در گوشه وکنار هم شنیده می شود که اگر بهبودی دربازار یا همان حال و روز جیب مردم احسـاس می شد خبری از پرداخت یارانه نقدی هم نبود .

هدف از نگارش این یادداشت این نیست که بدانید از هسته ایی ومذاکراتش چیزی می فهمم بلکه هدف تذکر بـه مسئولیـن ادوار گذشتــه وحـال است که خودشان می داننـد اظهار نظرهایشان اثر گذار است همانطوری که ویروسی جامعه را آلـوده می کند اگـر اظهاراتـی مخرب باشد به جامعه و هرآنچه امید و اعتماد عمومی است آسیب می رساند .

و اینجـانب به عنـوان کسی که وقتـی با این سری از نقـل قــولها روبـرو می شوم نـه تنها حفـظ آرامش برایـم سخت خواهد بود بلکه به دولت مردان و مردان سیاست جامعه ایی کـه سکان داران هر بخش آن باید الگویی برای توده مردم باشند بی اعتماد و از تدبیرشان نا امید می شوم . یادآور می شود تا برای آرامش روانی جامعه ، برای باقی ماندن اعتمادهای ترک خورده ، برای احیای هم دلی و هم زبانی ، برای  اعتلای ایران اسلامی در بلندترین قله های پیشرفت منصفانه انتقاد کنید . واگر سیاسیون به ویژه نمایندگان مجلس بوی خسارت و خیانت می شنوند مقتدرانه عمل کنند و بدانندکه مردم همراهشان خواهند بود و اگر به هر دلیلی مذاکرات را لازم و راهی که تاکنون رفته اند را در راه مصالح مملکت می دانند با قدرت حامی خـط مقدم مذاکرات باشند و جلوی عده ایی از ساز زن های همیـشه مخـالف قد علم کنند تا انشاءالله سرانجام ختم به خیر شود . 

برای رویت سند این یادداشت آدرس زیر کلیک کنید .

   http://www.ourpresident.ir/images/450/Asnad/nuclear-large.jpg 


92/11/6
4:31 ص

ویژه داردکاشت     قسمت چهارم

درزی = دوخت و دوز ، خیاطی

در فرصت بین عقد تا جشن عروسی خیاط را به

 منزل خود می آوردندتا پارچه های خریداری شده و

درکمی قدیمی تر پارچه های دست بافت را برای لباس عروس

و داماد واطرافیان آنها دوخت و دوز کنند .

دوستان و بستگان و فامیل در کنار خیاط می نشستندو ضمن

تبریک به خانواده عـروس و یا خانوده دامـاد با دادن هدیه نقدی

به خیاط که به هدیه درزی معروف بود از خیاط تشکر می کردند .

حلاجی پشم و پنبه زنی و لحاف دوزی

آنهم با ریتم و صدای خاص خود که هر شنونده ایی

را به وجد می آورد حکایت از نزدیک شدن جشن عروسی می داد .

*******************

هـیـمِـه کَـری = جمع آوری هیزم

زمانی که از لوله کشی گاز خبری نبود برای پخت و پز در میهمانی ها

به ویژه برای جشن عروسی به مقدار زیاد هیزم نیاز بودکه دوستان

داماد قبول زحمت می کردند و از جنگل نزدیگ محل آن

را تهیه می نمودند البته به تناسب میزان دعوتی که

به ایل و تبار و فصلی که عروسی در آن واقع می شد

مقدار هیزم مورد نیاز متفاوت بود .

اینگـونه مجـالس در کنـار هیـزم بـه ذغـال

نیـاز بـوده که آن هـم زحمت خاص

خود را داشته و دارد .

ادامه دارد 


92/11/4
4:14 ص

ویژه     قسمت سومداردکـاشت 

نُـومْـزِه بازی=نُـومْـزِه به معنی نامزد

وهرچند بازی تعریف خاص خود را دارد .

اما در اینجا به معنی مراوده و برقراری ارتباط فراتر

از حد معمول می باشد .

می دانیم که پس از عقد برقراری ارتباط بین پسر و دختر مجاز

و قانونی است اما در اینجا پسر و دختر عقد شده بطور آشکار حق

مراوده نداشته و رابطه آنها درحد مکالمه محدود بوده است .

در زمان کار وکشاورزی پدر مادرهای طرفین عروس وداماد از آنها به

نفع خود کار می کشیدند اما به دختر و پسری که نامزد هم یا

همان نُومْزِه بودند اجازه رابطه آشکار را نمی دادند . 

ولی نامزدها مخفیانه به خواسته خود می رسیدند .

گاهی به بهانه ای از خانه بیرون آمده و در جایی که

قرارگذاشته بودند همدیگر را ملاقات می کردند .

و گاهی پاسی از شب گذشته به دور از چشم پدرخانم و

برادرخانم ها و تحت مدیریت حکیمانه مادرخانم ، عروس خانم

میزبان آقا داماد می شد البته لازم بود آقا داماد قبل از طلوع آفتاب

نومزه بازی را تمام کرده و منزل پدر خانم را ترک کند .

این گونه دزد و پلیس بازی تا جشن رسمی ادامه داشت

وگاهی پس از عروسی برخی دامادها با خانواده عروس قطع

رابطه کرده و می گفتند حالا خرم از پل گذشته و

به رابطه با آنها نیازی ندارم .

خوشبختانه طی یکی دو دهه اخیر اینگونه

سخت گیری ها از بین رفته است .

ادامه دارد


92/11/3
4:54 ص

ویژه داردکـاشت قسمت دوم

ریکا سَر= خانواده پسربه محل برگزاری و برگزار کنندگان

جشن عروسی پسر که غالباً خانواده اش می باشند

را ریکا سَر می گویند .

کیجا سَر=خانواده دختربه محل برگزاری و برگزار کنندگان

جشن عروسی دختر که غالباً خانواده اش می باشند

را کیجا سَر می گویند .

************************

 رَخْـتی عَـقدِ سَری = خرید قبل از عقدقبل از مراسم

عقـدکنان برای عروس و داماد لباس نو تهیه می شود .

درگذشته های دور بازار و فروشگاه مرسوم نبوده

لباس نو درهمین محل و یا محله های اطراف تهیه می شد

اما با رواج یافتن بازار و آمدن لباس های آماده و

لوازم آرایشی گوناگون خرید قبل از عقد اهمیت خاصی

پیدا نمود که حلقه ازدواج در رأس آنهاست.

همچنین هنگام خرید برای یک یا دو نفر از همراهان عروس

از طرف داماد هدیه ایی خریداری می شود ودر مقابل از

طرف عروس تن پوشی هم برای یکی یا دونفر از همراهان

داماد در نظر گرفته می شود .

************************

عـَـقد کُـنون و سِفره عـَـقد=مراسم و برنامه عقد کردن

کنار سفره عقد دختر و پسر را به عقد هم در می آورند .

سفره عقد با توجه به شرایط مالی و سلیقه ایی و به تناسب

خانواده ها متفاوت است .

میزان مهریه و زر (طلا) و شیربهاء و دیگر شروط ضمن عقد

در روزهای قبل بین طرفین رد وبدل می شود و زمان عقد

تنها به ثبت موارد ثبت شدنی می پردازند .

هنگام بله گرفتن برای عقد طرفین به عروس هدیه ایی داده

می شود که به آن لَـبْسی یا لـَـفـْـظی می گویند .

دعوت از بزرگان فامیل برای حضور و گواه عقد

سنت این اهالی است

************************

انگشتر زنی= حلقه زنی پس از عقد توسط عروس و داماد

را انگشترزنی می گویند .

طلا زنی= از نامش پیداست که هدیه کردن طلا به

عروس و داماد می باشد .

پس از عقد برنامه طلا زنی اجراء می شد . در مجلس انگشترزنی

از مدعوین با چای وشربت و شیرینی و میوه پذیرایی می شد

و مدعوین به همراه خانواده داماد وجه نقد و یا طلا را به عروس

می دادند . و در مقابل معمولاً مادر عروس از طرف خانواده

عروس ساعت مچی یا پلاک و زنجیر گردن به داماد هدیه می داد .

به خاطر گرانی و جلوگیری از هزینه های اضافی در سالهای

اخیر برای انگشترزنی مجلس جداگانه ایی گرفته نمی شود

بلکه بین برنامه های شب حنا بندان آنهم بطور مختصر

طلازنی می شود .

************************

 ادامه دارد


92/11/1
5:50 ص

ویژه داردکاشت قسمت اول

 اگر گشتی در جوامع جهانی داشته باشیم با شیوه زندگی فردی و

 اجتماعی ملل مختلف آشنا شده و به تفاوت وتشابه ادیان ومذاهب ،

فرهنگ وسیاست واقتصاد پی خواهیم بردکه ریشه در نگرش

و اندیشه انسانها دارند .

دراین یادداشت با آداب و رسوم ازدواج در روستای داردکاشت آشنا

می شوید که به نوعی میراث فرهنگی این منطقه به شمار می آید .

ازدواج یکی از رایج ترین اموری است که با آداب و رسوم خاص

خود در جوامع گوناگون برگزار شده و بیشترین تشابه و تفاوت را دارد .

برخی امور عقد و ازدواج روستای  داردکـاشت 

می توانند با مناطق دیگرتفاوت ویا شباهت هایی داشته

باشند که محل بحث آن در این یادداشت نمی گنجد .

************************

کیجا اِشْ

درگویش مازنی کیجا به معنی دختر و اِشْ به معنی نگاه کردن

 و دیدن می باشد .  

کیجا اِشْ = دیدن دختر

در گذشته نه چندان دور اقوام درجه یک شامل مادر ، خواهر ،

خاله ، عمه ، مادر بزرگهای داماد بصورت دسته جمعی و

یا انفرادی برای دیدن ( ورانداز کردن) به خانه عروس آینده

می رفتند تا ضمن بررسی های اولیه زمینه را برای دیدن

وآشنایی بیشتر فراهم کنند وبه اصطلاح دختر دلخواه خودرا برای

 پسرشان انتخاب می کردند .

************************

ریکا اِشْ

ریکا اِشْ = دیدن پسر

اقوام درجه یک شامل پدر و مادر ، برادر ، عمو ، دایی و پدر و

مادر بزرگهای عروس بصورت دسته جمعی و یا انفرادی برای

دیدن پسر به خانه داماد آینده می رفتند تا ضمن بررسی های

اولیه زمینه را برای دیدن وآشنایی بیشترفراهم کنند وبه اصطلاح

پسر دلخواه خودرا برای دخترشان انتخاب می کردند .

نکته : دراین مرحله از ازدواج دختر یا پسری که از خانواده

فامیل وهمسایه و یا دوست خانوادگی که شناخت کافی از عروس و

داماد بوده باشد این عمل صورت نمی گرفت .

************************

اَرِه گیرون :

اَرِه = بله ،آری//گیرون=گرفتن

اَرِه گیرون یعنی گرفتن بله ازعروس وخانواده اش

اگر در دید و بازدید اولیه که طرفین در ریکا اِشْ و

کیجا اِشْ انجام می دادند پسر و دختر از نظرخانواده تأئید می شدند

اقوام و بستگان درجه دو هم از ماجرا مطلع شده و زمینه

مراسم اَرِه گیرون فراهم می شد.

در سالهای اخیر رسم شده تا برای رفتن به اَرِه گیرون درکنار شیرینی ،

دسته گلی هم برای عروس و خانواده اش می برند .

************************

کباب خورونخوردنکباب

اگردر وقت اَرِه گیرون فرصتی باقی باشد و یا اقوام و بستگان مورد نظر

همه حاضر باشند کباب خورون در وقت اره گیرون انجام می شود

در غیر این صورت در شب یا عصر روز دیگر یک یا دو گوسفند را ذبح

کرده و به دعوتی ها کباب باگوشت گوسفند می دهند .

ادامه دارد


91/8/23
5:13 ص

 می گفت : در یکی از خیابان های پر رفت وآمد کلان شهری چاله ایی

وجود داشت که گاه و بیگاه برای عابر سواره و پیاده مشکل ساز بود

تاجایی که اهالی برای پرکردنش دست به دامن مسئولین شهری

شدند.

 مسئولین دلسوز و هم در راستای خدمت رسانی

به مردم،کارشناسان مجرب خود را برای بررسی و رفع این معضل

به محل اعزام کردند.

راوی ادامه داد که با دیدن آدم ها وماشین های دولتی

حس کنجکاوی ام گل کرد وخودم را به آنها رساندم

تا از نزدیگ در جریان امور قرار گیرم که شنیدم

یکی می گفت :برای آسایش مردم و جلوگیری از مرگ و

میرهای ناشی از افتادن درچاله بهتر است تا آمبولانسی مجهز

وبا کادری مجرب درکنار چاله آماده باش قرار دهیم تا درصورت

بروز حادثه به مصدومین کمک کنند.

ودیگری می گفت :با این شهر شلوغ و ترافیکی ،تا رسیدن

آمبولانس به بیمارستان کار مصدوم تمام است به نظرم باید

در همین حوالی بیمارستانی ساخته شود.

وسوّمی گفت : درحال حاضر ساختن بیمارستان امکان پذیر نیست

چونکه بودجه به اندازه کافی نداریم ولی من پیشنهاد میکنم تا این

چاله را پرکنیم و نزدیگ فلان بیمارستان فوق تخصصی چاله ایی

به همین ابعاد حفر کنیم ،بیمارستانی که هم نوساخت و

هم با بیشتر کادر اداری و درمانی اش آشنا هستم و وظیفه

خود میدانم تا سفارش مصدومان را به آنان داشته باشم.

می گفت : همینطور که مشغول گوش دادن نظرات کارشناسان

دلسوز بودم رفتگری بی ادعا با مقداری ماسه با بتن آمد و چاله را

پرکرد وبا فرغونش رفت.....!!!

دوست گرامی: اگرشما آنجابودید برای این

چاله و کارشناسان و رفتگر چه پیشنهادی می دادید؟


91/8/7
2:52 ص

می گفت : وقتی به گذشته برمیگردم و خاطرات دوران کودکی و نوجوانی ام را مرور می کنم ، وقتی برخی از بچّه های اقوام و فامیل را می بینم که ایّام قبل و بعد از عید چه حال و روزی دارند دعا می کنم تا عید نیاید .

می گفت:  وقتی از پچ پچ پدر و مادم متوجّه می شدم که عید نزدیگ است روز و ساعت تحویل سال را از این و آن می پرسیدم و برای آغاز سال نو لحظه شماری می کردم . عید نوروز پررنگ ترین عید ما بود از اعیادی چون مبعث ، غدیر ، قربان ، فطر و مولودی های چهارده معصوم (ع) که با زرق و برق ها وجشن های امروزی ، حلاوت خاصی به جامعه می بخشدخبری نبود .

می گفت:  مشکل من با عید نوروز و یا نبودن اعیاد ملّی ومذهبی نیست ما در همان تنها عیدی که داشتیم گیر کرده بودیم چه رسد به این همه مناسبتها که برای هرکدامش مقدّمات مادّی و معنوی لازم است .

پرسیدم پس چرا دعا میکنی که عیدنیاید گفت : عید را دوست داشتم و دارم ولی دردهای پنهانش را نمی توانم تحمّل کنم . عقده ها و حسرت هایی را که از کودکی با جام فقر به کام مان ریختند مزه اش تا  به امروز در وجودم تلخی می کند این تلخی ها نه تنها از بین نمی رود بلکه گاهی اوقات به حدّ غیر قابل تحمّل می رسد .

می گفت : دیروز لباس دست دوّم بچّه های فامیل و لباس های کهنه بازار لباس عیدم بود ، آجیل سفره عید آنقدرکم بود که برای آبروداری مجبور بودیم فقط نگاه کنیم و گاهی هم برای همراهی با میهمانان چند دانه از آن را به دهان بگذاریم . خدا خدا می کردیم تا فامیلهای پولدار به خانه مان بیایند و درعید دیدنی ها هم چشم به جیب صاحب خانه داشتیم تا عیدی بدهند هرچند مادرم پولی که من و برادر و خواهرم جمع می کردیم را تا قبل از سیزده خرج می کرد ولی با این حال مشتاق عید بودم .

می گفت دوست عزیز : گردش در بازار و خرید لباس نو نداشتیم سفره رنگین و آجیل های جور وا جور نداشتیم امّا محبّت و مهربانی فراوان بود چندین خانواده که از چند تا عمو و عمّه ، خاله و دایی ،برادر و خواهر بودند دور هم جمع می شدیم و از احوال هم باخبربودیم .امّا امروز و در آینده چه به روز نسل های مان خواهد آمد ؟ امروز سفره های رنگین و لباس های نو و خرید مناسبت های روز پدر و مادر و دختر و جوان و روز زن و دیگر مناسبت ها روز به روز باشکوه تر می شود امّا دیگر از شلوغی و دور هم بودن ها خبری نیست .

 می گفت : دراین زمانه یکطرف ماجر خیلی از بچّه ها برادر و یا خواهر ندارند و درآینده هم عمّه و عمو و خاله ودایی و فرزندان آنها را نخواهند داشت و ازطرفی نوع شکل گیری شخصیت اجتماعی نسل جدید است که در پای میزکامپیوتر و اینترنت و ماهواره وگوشی های همراه شکل یافته و فرزندان ما را به سمت شخصیت انفرادی سوق داده  که از روابط عمومی حدّاقلی برخوردار خواهند شد و هرچه شخصیت اجتماعی به سمت وسوی شخصیت انفرادی سوق یابد انگیزه های ملّی جایگزین انگیزه های شخصی خواهد شد تا جایی که به بلای جوامع به اصطلاح متمدّن غرب دجار خواهیم شد .

وقتی دیدم خودش سواره درحال تاخت وتاز است گفتم : دوست عزیز لطفاً بیا پایین تا باهم بریم . من به عقیده تان وبه عقیده همه صاحب نظران در این امور احترام می گذارم و با خیلی از موارد هم  عقیده  هستم امّا برایم قابل قبول نیست که با حقوق زیر خط فقر که با رشد ساعت به ساعت گرانی همراه شده به دوستان و بستگان توصیه کنم که برای فرزندان تان برادر و خواهر و عمو و عمّه و خاله ودایی جور کنید که شاید به بیماری خود شخصیتی و دوری از اجتماع و برخی داستان های دیگر مبتلا شوند .

دوست عزیز : طرف نان ندارد تا شکم خود راسیر کند آنوقت داروی اشتها آور برایش تجویز میکنی و سفارش هم میکنی تا برایت تبلیغات هم داشته باشند .

شما دعا کن تا عید نیاید امّا من دعا میکنم تا هر روز و به هر بهانه ایی عید باشد ، شاید دل خود مان ودل خدای خود و دل بندگانش را به طریقی شاد کردیم که شک ندارم آن روز بهترین عیدمان خواهد بود .

خدابخش قبادی


91/8/1
4:57 ص

آیا مدیران و برنامه سازان تلویزیون بر این باورند که مسئولان رده های مختلف سه قوه چـنان سرگرم کار و تلاشند که از حوادثی چون زمیــن خــواری و هجـوم مغــولی به منابـع ملـی و طبیعـی این سرزمین بی خبرند ؟ یقیناً چنین نبوده چرا که از گزارش و تدوین برنامه اینگونه برآمده که ردپاهای بجای مانده به جاهایی ختم شده  که حتی توان بیان حقیقت ها از مسئول محلی ومنطقه ایی سلب شده بود.

آیا برنامه سازان شــوک می خواهند به وظیفه رسانه ایی خود عمل کنند ؟  و گمان می کنند که مردم ایران به شهر های شمالی سفر نمی کنند و از ویلاسازی ها و تفریح گاه ها  و حیات خلوت ساحلی و حاشیه های جنگلی از ما بهتر ها بی اطلاع هستند؟

بعنـوان شاهد مـرگ تـدریجـی جنـگل از حضـرات آقـایان و خـانم های دست انـدرکار  برنامه شــوک می پـرسم که :

نیم نـگاهـی به سـریال ها و فیلـم های سه دهه گذشتــه خود داشتــه باشیـد که چقـدر از ساکنان شـهرهای بزرگ و آپارتمـان نشین ها را برای درمـان روحـی و روانـی به ویلاهای شمال فرستادیـد؟ همـان ویلاهایی را که محل امـن خلاف کارها و برخی از فرزندان فـراری از دست پدر و مادر های سختگیر  کرده بوده . همـان ویلاهایی که رویـاء و آرزوی مـاه عسل تـازه دامــادها و نوعـروسان تان شـده بود . همـان ساحل و جنگلی که  به مکان های توریستی لقب گرفته اما بدون اینکه از حفاظت های توریستی بهرمند باشد .

 هنرمندان گرامی :  آیا از همکارانتـان پرسیده اید که در کارهای هنری خود چه بلایی بر سر ساحل و جنگل آوردند که امروز  کارش به شـوک دادن رسیـده ؟

آیا فقط مسئولان قاصر و مقصر و آب و هوای معتدل خزری و پول سرمایه دار در مرگ تدریجی منابع طبیعی دخیل هستند ؟یا اینکه تبلیغات خاموش ساحل نشینی و تزریق فرهنگ ویلاهای جنگلی و ساحلی در فیلم ها و سریال های گوناگون عامل محرکی در این امر بوده.

جلوگیری از ضرر شروع منفعت است .


91/7/19
2:50 ص

رقصیـدن به اتفـاق تمام مراجع حــرام است 

برای ادامه مطلب   حکم رقصیدن   را کلیک کنید .

************************

حضور قلب چیست ؟

برای ادامه مطلب حضور قلب را کلیک کنید .

***************************

 متأسفانه مجلس در طول دوره های قانونگذاری به یکباره

تمام زحمات و تلاش ها و کوشش های بسیجیان جان بر کف

را نا دیده گرفته و علی رغم وصیت صریح امام راحل ،

به فراموشی سپرده شدند و عملاً مورد بی مهری قرار گرفتند.

برای ادامه مطلب 

 
*****************************
 وقتی کانتینر کاغذ پاره دلار کثیف را به کف جامعه می‌ریزند
 معلوم است که می‌خواهند اعلان جنگ کنند.
 از چند هفته پیش اعلان جنگ کردند و جنگ با ما را کلید زدند.

برای ادامه مطلب حاج محمود عزیز! وقت تمام است را کلیک کنید .
 
*******************
مطالب فوق از وبلاک دوستان است/ صحت ویا عدم صحت به خودشان برمیگردد.

91/2/26
4:42 ص

وقتی واژه ها و جملات در اذهان رژه روند و گوشی برای شنیدن پیدا نشود.  وقتی گوشی شنوایی پیدا شد ولی حرف ها را نفهمید . زمانی مقصودی فهمانده شود ولی در برآوردن خواسته ها ناتوانی اش ثابت شود حسی بوجود می آید که حتی بیان حقایق آشکار هم سخت خواهد شد .

نمی دانم از کجا شروع کنم و منظورم را چگونه بیان کنم تا گوش شنوایی پس از فهمیدن و البته با توانایی خود گامی مؤثر بردارد .

*     کشف حجـاب

سخنرانی های آتشین مبلغان و مسئولین مملکتی و برخی کتاب ها را بیاد می آورم که باحمله شدید به حکومت پهلوی میگفتند روزی و روزگاری چادر و مغنعه زنان ومادران مسلمان این سرزمین را به زور سرنیزه ی استبداد از سر شان برداشتند . آنها از پدر و پسری حرف زدند که سالها باشیوه های گوناگون کشف حجاب کردند . تا اینکه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و بروز تحولات سیاسی و اجتماعی ، شاهد بازگشت حجاب به مجامع عمومی بودیم . و از ابتدای حاکمیت جمهوری اسلامی ایران تا کنون نیز شاهدیم که چگونه مسئولین ، مدافع و مبلغ حجاب بوده و هستند ولی حالا چه شده تا این اصل غیر قابل انکار که ضامن مکارم اخلاق و نماد ایمان به دین مبین اسلام است از طرف مردان و زنان بویژه جوانان زیر پاگذاشته می شود . تا جایی که حکومت و مبلغان دینی با تمام توان و تلاش خود قادر به تفهیم اهمیت «حفظ حجاب» نشدند . گروهی دنبال قاصر و گروهی به دنبال مقصر می گردند تا به اصطلاح برخی را تفهیم و برخی دیگر را مجازات کنند ، اما آنچه در میان گرد و غبار یافتن قاصر و مقصر ناپدید می شود حجاب است و حجاب .

نمی خواهم مدرکی روکنم . نمی خواهم میادین و خیابانها و کوچه ای را مثال بزنم که به اسامی چهارده معصوم (ع) و شهداء مزین شده ولی شاهد بدحجابی و بی حجابی ا ند . نمی خواهم توجه کسی را به پارکهای شهری و جنگلی و بالاتر ازهمه به سواحل دریا جلب کنم . نمی خواهم به فهم دینی و تربیت اسلامی کسی حمله کنم . دوست ندارم تا لقب بی غیرتی به مردانی دهم که زنان شان دانسته و ندانسته با بدحجابی و بی حجابی ، آتش به خرمن هویت جامعه اسلامی می زنند . وکاری به کار حکومت و عوامل فرهنگی و انتظامی هم ندارم . و منتظر روزی نیستم تا افراد و یا گروه هایی به بهانه عدم توانایی دولت و حکومت و به بهانه امر به معروف و نهی از منکر شخصا حدود الهی را اجرا کند و تلخی اش را به کام جمهوری اسلامی ایران بریزند .

فقط از مردمی که ایام فاطمیه سر سفره حضرت زهراء (س) می نشینند و ایام محرم در زیر خیمه امام حسین (ع) عزاداری می کنند و در شب های احیاء قرآن بر سر می گیرند می پرسم :

 آیا آنانی را که در دشواریها و هنگام افتادن گره گور در زندگی صدا می زنیم از وضع موجود حجاب در جامعه اسلامی راضی هستند؟  آیا واقعا نمی دانیم که چقدر از دین مبین اسلام زاویه گرفتیم و سر انجام این انحراف به کجا ختم خواهد شد ؟

دیارعاشقان   دیارعاشقان


مـدیــر
 
خدابخش قبادی[889]
 

نظریه سُست باید نو سازی شود ، تعمیرات جزئی هزینه و خسارت است ، دوست دارم با آدمهای اهل دل درد دل کنم و درد دل آنها را بشنوم . واما این وبلاک : شاید تو صفحاتش هرچیزی پیدا شود . قصد بی احترامی به کسی را ندارم . وابسطه به هیچ حزب و گروهی نیستم ، جانم فدای دین و میهن و همه ی هموطنای دیندار و اهل دل ، خیال تان را راحت کنم به سفارش هیچ کس کار نمی کنم . هر چه پیش آمد خوش آمد . البته سعی میکنم بیشتر از شهداء و دوران دفاع مقدس بنویسم / تا چی پیش بیاید/// اول اینکه : [[عاشقی مراتبی دارد که اولین گام دوست داشتن است]] دوم اینکه : [[ ای بچه مسلمون !!! تمام دنیای کفر و نفاق برای نابودی دین و دنیای ما و برای برهم زدن آسایش و آرامش ما ازحداکثر توانشان استفاده می کنند ، من و شما در چه فکری هستیم ؟ برخیز که فردا تأسف و حسرت فایده ایی ندارد ]]


لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتها
خبر مایه
بایگانی
 
صفحه‌های دیگر
دسته بندی موضوعی
 
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
عطرظهور رقصی میان میدان مین جمله های طلایی و مطالب گوناگون خانواده ی خانه سرزمین اقتدار کانون توحیدشهر زازران فرق بین عشق و دوست داشتن جاده های مه آلود جبهه مقاومت وبیداری اسلامی فرزانگان امیدوار جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی دخترای بهتر از فرشتــــــــــــــــــــــه:) بوستــــــان ادب و عرفــان قـــــــرآن کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب به سوی فردا داروخانه دکتر سلیمی مصطفی قلیزاده علیار عشق است زنده یاد ناصر خان حجازی و استقلال جزیره علم تنهایی......!!!!!! لیلای مجنون عاشقانه ترین وب سایت عاشقانه=چشمان سبز عشق الهی ❤ღ (دلنوشته های من )ღ❤ برادرم ... جایت همیشه سبز ... کارشناس ارشد اقلیم شناسی دربرنامه ریزی محیطی تغییر مطلوب ریحانه خیارج سرای من است کلبه درویشی رضویّون - دانش آموختگان دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد *** خورشید پنهان Mystery آقاسیدبااجازه... کربلایی دیگر غمکده *** نـذر آقـا *** چم مهر لحظه های آبی ساده دل تنها به یاد دوست ماتاآخرایستاده ایم مهتاب ملکوت حرف هایی از زبان منطق و احساس نقدونظر هدهد دین و جامعه تنهایی هایم را با خدا تقسیم خواهم کرد چون او خود تنهاست باران انتظار تکنولوژی با طعم دوستی نهانخانه جان اسیرعشق .-~·*’?¨¯`·¸ دوازده امام طزرجان¸·`¯¨?’*·~-. تراوشات یک ذهن زیبا شین مثل شعور شب های عاشقانه و بارانی... ►▌ استان قدس ▌ ◄ حق وباطل تیغی دولبه آخرالزمان و منتظران ظهور بانوی پایتخت farzad almasi کاسل تک درخت *** انـتـظـار *** همرا ه با چهارده معصوم(علیهم السلام) ویارانشان نودشه؛دانش آموزان دبیرستان شهیدحاجی دوره اول؛نمونه سوالات درسی سارا احمدی دوربین مدار بسته ازهردری سخنی-از هرکجا تصویری -در پارسی بلاگ گل باغ آشنایی آلو ♥ کلبه دلتنگی من ♥ المهدی قزوین آبیک 1450 برادرم نگاهت، خواهرم حجابت شیخا قیدار شهر جد پیامبراسلام محقق دانشگاه nazbano عشق سرخ من سـ ـ ـلام مهاجر ارمغان تنهایی فقط عشقو لانه ها وارید شوند نیمکت آخر PARSTIN ... MUSIC سلام آقاجان - خرید و فروش محصولات کشاورزی و عطاری ها فانوس عشق کربلا قاصدک ســنــگــر مــن جنون قلم دوستدار علمدار طب سنتی@ کویر محبت مجله دانستنیهای تاریخ پزشکی سه ثانیه سکوت غریبه جاویدان ❤ღنیلوفرهای آبیღ❤
آوای دیارعاشقان